
"الله غَفُورٌ رَحیمٌ"
در ادامهٔ بحث «انس با قرآن» (جلسۀ هشتاد و پنجم، 27 محرم 1435) به تبیین موضوع «"الله غَفُورٌ رَحیمٌ"» میپردازیم.
دانستیم رحمت رحمانی، جامع تمام مراتب رحمت واسعه است و تمام انسانها، جلوهی این رحمت هستند. اما رحمت رحیمی، برای خاص انسانهاست و اگر چه همگان، اقتضای ظهور آن را دارند، اما تنها کسانی که خودشان بخواهند و مسیرش را طی کنند، به رحمت رحیمی میرسند؛ چون حرکت در سیر صعود، اختیاری است. و البته خواست و رضایت خداوند، این است که همه به رحیم برسند.
"یا أیّهَا الَّذینَ آمَنُوا کلُوا مِنْ طَیّباتِ ما رَزَقْناکمْ وَ اشْکرُوا لِلَّهِ إنْ کنْتُمْ إیّاهُ تَعْبُدُونَ. إنَّما حَرَّمَ عَلَیْکمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزیرِ وَ ما اُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إثْمَ عَلَیهِ إنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحیمٌ."[1]
ای کسانی که ایمان آوردهاید؛ از طیّباتی که روزیتان کردیم، بخورید و الله را شکر گویید؛ اگر فقط او را میپرستید. همانا خداوند، تنها مردار، خون، گوشت خوک و آنچه را برای غیرِ خدا ذبح شود، حرام کرده است. پس آن کس که مجبور شد [از اینها بخورد]، اگر سرکش و متجاوز نبود، گناهی بر او نیست؛ همانا خداوند، آمرزنده و رحیم است.
پس تمام آنچه ما میخواهیم، طیّب نیست! طیّب، آن چیزی است که حقیقتاً از جانب خدا و واسطههایش، روزی شده باشد و از فهم و اندیشهی "من" منتزع نشود. پس آنجا که ما برای "خود" خواستیم و مال "من" را انتزاع کردیم، طیّب نیست. به عنوان مثال، اگر اصل کتاب را روزی طیّب در نظر بگیریم، آنجا که کتاب "من" میشود و بر اساس آن، شأن و شئونی برای "من" انتزاع میگردد، دیگر طیّب نیست. چرا؟
در حقیقت در تمام هستی، یک "من" و یک ذات مستقل، بیشتر وجود ندارد و آن، خداست؛ و بقیه، فقط ظهوراتی از وجودِ آن "من" هستند. پس اگر ما چیزی را مال "خود" ببینیم، ضمن اینکه حقیقت ندارد، وقتی آن را از دست بدهیم، ناراحت و افسرده میشویم؛ چون "من" هست و مال "من"! اما اگر "من" حقیقی را ببینیم، میدانیم که این مال بماند یا برود، مال صاحبش است. لذا اگر بخواهد از کتاب، فقط ده صفحهاش را بخوانیم و بعد، آن را بدهیم، طیّب، همان ده صفحه است؛ و اینجا اگر بیشتر از آن را بخوانیم، میشود حرام!
پس حرام، امر وجودی نیست و خدا بالإصاله، چیزی را حرام نکرده؛ آنچه او آفریده، طیّب و طاهر است. حرام، آنجاست که ما انتزاع میکنیم؛ یا در افراط یا در تفریط. خداوند، انسان را جلوهی "رحمان" قرار داده و همه چیز را در او گذاشته است؛ اما اگر او درست استفاده نکند و بخواهد کمتر یا بیشتر از خواست خدا برود، دیگر برایش طیّب نیست.
توضیح، آنکه خداوند، هم شهوت و غضب حیوانات را در انسان گذاشته، هم علم و تجرد ملائکه را و هم عشق و معرفت خودش را؛ اما اگر انسان، هر یک از اینها را کمتر یا زیادتر از آن چارچوبی که خدا خواسته، و بر اساس "دلم میخواهد"ها بگیرد و تعادل نداشته باشد، حرام میشود[2]! پس آنچه هست و اصالت دارد، وجود است؛ غیر از این، تمام خرابیها و زشتیها، انتزاعی است که ما کردهایم. لذا اگر آن خدای زیبا را بشناسیم و نگاهمان را درست کنیم، اینها کنار میروند و آنچه میماند، زیبایی وجود است.
اگر هم آیه فرموده خون و مردار و گوشت خوک و ذبح غیر شرعی، حرام است، نه اینکه آنها ذاتاً حرام آفریده شده باشند؛ بلکه فقط خوردن آنها برای کمال وجود انسان، مانع و مضرّ است. لذا انسان باید از خوردن آنها بپرهیزد. اما با این حال، اگر جایی مضطر شد و هیچ یک از آنچه را برای جسمش طیّب است، نیافت، میتواند برای حفظ کلّ وجودش، از همینها بخورد! چرا؟
چون خدا، غفور و رحیم است و رحمت او، آن قدر اصالت دارد که نمیخواهد انسان، بیهوده زودتر از اجل مسمّایش از دنیا برود. لذا آنجا که کمال رتبهی بالای انسان، به خاطر عدم دسترسی به کمال رتبهی پایینش به خطر افتاد، او میتواند به قدر ضرورت، مثل دارو، از آنچه تحریم شده است، بخورد؛ اما باز نه به خاطر "من"، به خاطر خدا.
"إنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ الَّذینَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی سَبیلِ اللهِ اُولئِكَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللهِ وَ اللهُ غَفُورٌ رَحیمٌ."[3]
همانا كسانی كه ایمان آوردهاند و كسانی كه هجرت و جهاد در راه خدا نمودهاند، به رحمت پروردگار، امید دارند و خداوند، آمرزنده و رحیم است.
طبق آیات قبل از این، یعنی آنجا که دشمنان و شیاطین جنّ و انس، هجوم آوردند و فتنهافکنی کردند، اولاً بدانید که طغیان آنها، ناشی از همان انتزاعات "من" است، نه طبق رضایت خدا؛ ثانیاً اگر خواستند شما را به ارتداد بکشانند، جهاد و هجرت کنید. به کجا؟ اگر بدانید خدا رحیم است، برایتان فرق نمیکند! البته ممکن است از وطن جسمتان دور شوید؛ اما وطن حقیقی شما، وجود است.
پس جدا شدن از خانه و زندگی، غربت نیست. غربت، آنجاست که خدا و رحمت باشد و ما دنبال غضب برویم! غربت، آنجاست که "هُوَ مَعَكُمْ أینَ ما كُنْتُمْ"[4]باشد و ما بگوییم که ضعیفیم و نمیتوانیم جلوی زبانمان را بگیریم که گناه نکند؛ یا دوست داریم خودنمایی کنیم و نمیتوانیم عوض شویم و...!
چاره، این است که از ظاهر به باطن، قدم بگذاریم و به رحمت خدا، هجرت کنیم.
"فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أصْلَحَ فَإنَّ اللهَ یتُوبُ عَلَیهِ إنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحیمٌ."[5]
پس هر که بعد از ظلمش، توبه کرد و اصلاح نمود، پس همانا خداوند، بر او برمیگردد؛ که همانا او آمرزندهی رحیم است.
ظلم هم امر وجودی نیست؛ چنانکه امر عدمی نیست، چون عدم، وجود ندارد! ظلم، امر انتزاعی است و باید از آن، دوری کنید. اما با این حال اگر باز در ظلم و گناه افتادید و بعد پشیمان شدید، ناامید نشوید؛ بلکه به خدا روی آورید و توبه و اصلاح کنید؛ چون اصالت، با رحمت است و خدا، رحیم است.
پس هر چه آلوده باشیم، نباید ناامید شویم و فکر کنیم نمیتوانیم آدم شویم! با همان آلودگی، باید به حمام برویم! نترسیم؛ از آب داغش نترسیم! آب، پاک میکند؛ داغش رحمت است، سردش هم رحمت است؛ خودش میداند چگونه پاکمان کند! نهایتش این است که اگر آلودگیمان زیاد باشد، لیف و کیسه و سنگپا میزند، که درد دارد؛ اما اگر دردش را بپذیریم، بالأخره پاک میشویم.
"یا أیّهَا النَّبِیّ قُلْ لِمَنْ فی أیدیكُمْ مِنَ الأسْرٰی إنْ یَعْلَمِ اللهُ فی قُلُوبِكُمْ خَیراً یُؤْتِكُمْ خَیراً مِمَّا اُخِذَ مِنْكُمْ وَ یَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللهُ غَفُورٌ رَحیمٌ."[6]
ای پیامبر، به اسیرانی كه در دست شما هستند، بگو: «اگر خداوند، خیری در دلهای شما بداند، بهتر از آنچه از شما گرفته شده، به شما میدهد و شما را میآمرزد؛ و خداوند، آمرزندهی رحیم است.
اینجاست که میگوییم رحمت خدا، بسیار گسترده است و به این راحتی، غضبش به کسی نمیرسد؛ مگر کسی که قلبش را برگرداند و خودش رحمت را نخواهد! پس با خود، خلوت کنیم و ببینیم اگر یک ذره در دلمان رحمت خدا هست، آن را قدر بدانیم؛ که اگر ما بخواهیم و یک قدم برداریم، آغوش رحمت خدا همیشه باز است.
[1]- سوره بقره، آیه 172.
[2]- لازم به تأکید است که در اینجا، صرفنظر از حلال و حرام فقهی، منظور، مضرّ بودن برای وجود است.
[3]- سوره بقره، آیه 218.
[4]- سوره حدید، آیه 4 : او با شماست، هر جا که باشید.
[5]- سوره مائده، آیه 39.
[6]- سوره انفال، آیه 70.
نظرات کاربران